![]() |
![]() |
|
|
بنام او که خنک های توکلش گونه های تب دارمان را مرهم است
من با تو حرف می زنم،برای تو می نویسم و به امید دیدنت لحظه ها را سپری می کنم می دانم که صدایم را می شنوی و احتیاجی نیست که دلتنگی هایم را کلمه به کلمه برایت زمزمه و معنی کنم... ............با توام ای احساس شعرم در سکوتی سرد و مبهم.......... |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم شهریور 1387ساعت 11:45 PM توسط هنگامه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام عزیزم!!
خوش اومدی من هنگامه...20...از تهران نظر یادت نره! صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد سکوت را نوازش می دهند و جای خالی آدم های شب نشین را با نگاهی معصومانه پر می کنند مطالب این وبلاگ متوجه شخص خاصی نمیشه... |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 تیر 1388 فروردین 1388 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
|
RSS
|
|
<-BlogDescription->
|