![]() |
![]() |
|
|
کاش بودی و می دیدی که چشمانم چگونه زیر این همه نامهربانی چمباته زده و آرزوهایم آتش گرفته ازمن مخواه احساسم را نابود کنم و صدای ترک خوردن درونم را پشت دیوار روزگار خفه کنم تو به دلتنگی من نظری ندادی و به اوج انتظارم التفاتی نمی کنی اما من مطمئنم که روزی می رسد که حرفهایم را از چشمان بارانی ام می خوانی آن وقت، آن روز روز رنگین کمان احساس است روزی که من دیگر پلکهایم را بر روی جاده های بی سوار باز نخواهم کرد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 0:35 AM توسط هنگامه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام عزیزم!!
خوش اومدی من هنگامه...20...از تهران نظر یادت نره! صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد سکوت را نوازش می دهند و جای خالی آدم های شب نشین را با نگاهی معصومانه پر می کنند مطالب این وبلاگ متوجه شخص خاصی نمیشه... |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 تیر 1388 فروردین 1388 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
|
RSS
|
|
<-BlogTitle-> <-BlogDescription->
|
||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||