![]() |
![]() |
|
|
خدایا!
گاهی که دلم از این و آن زمین و زمان می گیرد نگاهم را به سوی تو وآسمان می گیرم و آنقدر با تو دردو دل می کنم تا کم کم چشمانم با ابرهای بهار مسابقه می گذارند و پس از اون که قلبم سبک می شه تو می ایی وتمام فضای دلم را پر می کنی آن وقت دیگر آرام می شوم و احساس می کنم دیگر هیچ چیز نمی تونه مرا از پای در بیاره چون تو را در قلبم دارم... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:37 PM توسط هنگامه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام عزیزم!!
خوش اومدی من هنگامه...20...از تهران نظر یادت نره! صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد سکوت را نوازش می دهند و جای خالی آدم های شب نشین را با نگاهی معصومانه پر می کنند مطالب این وبلاگ متوجه شخص خاصی نمیشه... |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 تیر 1388 فروردین 1388 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
|
RSS
|
|
<-BlogTitle-> <-BlogDescription->
|
||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||