![]() |
![]() |
|
|
نفرین به اینکه هر چی داشتم و نداشتم از زندگی من برد
نفرین به تو که اشکامو دیدی و خواستی که چشمات و ببندی نفرین به روزگار بد مرام که بد تا می کنه نفرین به من که اندوه بر اندوه افزودم نفرین به تو که عهدمون و به پشیزی فروختی نفرین به هر دومون که زندگی رو باختیم نفرین به هرکی که عاشقه ولی دروغکی عاشق شده نفرین به اون که رفت و من و گذاشت بی خاطره
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 10:35 PM توسط هنگامه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام عزیزم!!
خوش اومدی من هنگامه...20...از تهران نظر یادت نره! صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد سکوت را نوازش می دهند و جای خالی آدم های شب نشین را با نگاهی معصومانه پر می کنند مطالب این وبلاگ متوجه شخص خاصی نمیشه... |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 تیر 1388 فروردین 1388 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
|
RSS
|
|
<-BlogTitle-> <-BlogDescription->
|
||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||